السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

528

تفسير الميزان ( فارسي )

مراجعه فرمائيد . البته آيه دوم ، علاوه بر نفى ياور ( كه گفتيم همان شفيع است ) فداء را هم نفى كرده براى اينكه هم ناصر و هم فداء جنبه عوض و بدل را دارد ، و بدل هميشه در برابر چيزى قرار مىگيرد كه از آدمى فوت شده باشد ، و منظور در اين آيه اين است كه در دنيا چيزى را از دست داده‌اند كه جا پركنى ندارد و آن توبه است كه هيچ چيز جبرانش نمىكند . از اينجا روشن مىشود كه جمله : « * ( وَماتُوا وَهُمْ كُفَّارٌ ) * » در معناى اين است كه فرموده باشد : « و ماتوا فاتتهم التوبة » بنا بر اين حصرى كه از آيه استفاده مىشود با آيه زير نقض نمىشود كه فرمود : « وَلَيْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئاتِ حَتَّى إِذا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ إِنِّي تُبْتُ الآنَ وَلَا الَّذِينَ يَمُوتُونَ وَهُمْ كُفَّارٌ أُولئِكَ أَعْتَدْنا لَهُمْ عَذاباً أَلِيماً . » « 1 » يعنى : توبه براى كسانى كه گناه مىكنند ، و مىكنند تا مرگشان برسد ، آن وقت مىگويند : حالا ديگر توبه كرديم هيچ اثرى ندارد . و نيز براى كسانى كه كافر مىميرند ، فائده اى نمىبخشد ، آنان كسانى هستند كه ما برايشان عذابى اليم آماده كرديم . چون منظور از حضور مرگ پديدار شدن آثار آمدن آخرت و رفتن دنيا است اينجا است كه ديگر توبه اى نيست . در نتيجه مردن در حال كفر ، با توبه در حال حضور موت يكسان است ، ( و حصر مستفاد از آيه مورد بحث ، با آيه سوره نساء نقض نمىشود . ) و كلمه « ملء » در جمله : * ( « مِلْءُ الأَرْضِ ذَهَباً » ) * به معناى پرى ظرف است از چيزى كه در آن ريخته باشند . پس در اين جمله كره زمين ظرفى فرض شده كه مالامال از طلا باشد ، پس اين جمله از قبيل استعاره تخييليه ، و استعاره به كنايه است . ( اما تخييليه است براى اينكه چنين ظرفى پر از طلا در عالم نيست و وجودش در عالم تنها خيال است . و اما استعاره به كنايه است براى اينكه به فرض هم كه چنين ظرفى يافت شود ، دردى را دوا نمىكند ، زيرا طلا در اين عالم ارزش دارد و در عالم قيامت كه عالم ملكوت است ، براى ماديات ارزشى نيست . ) بحث روايتى در مجمع البيان در ذيل آيه : * ( « كَيْفَ يَهْدِي اللَّه قَوْماً . . . » ) * مىگويد بعضى گفته‌اند :

--> ( 1 ) « سوره نساء ، آيه 18 » .